ترجمه "rezo" به فارسی
صلات, عبادت, نماز بهترین ترجمه های "rezo" به فارسی هستند.
rezo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
صلات
noun -
عبادت
Ella solía rezar antes de acostarse.
او عادت داشت قبل از دراز کشیدن، عبادت کند.
-
نماز
nounOye, Dana, papá dijo que le viste rezando.
دينا ، بابا گفت که تو اونو موقع نماز خوندن ديدي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rezo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rezo"
عباراتی شبیه به "rezo" با ترجمه به فارسی
-
دعا کردن · عبادت کردن · نماز خواندن · نیایش
-
محمدرضا شفیعی کدکنی
-
محمدرضا شاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن