ترجمه "sabio" به فارسی

دانا, هنازرف, خردمند بهترین ترجمه های "sabio" به فارسی هستند.

sabio adjective noun masculine دستور زبان

Que muestra buen juicio o el beneficio de la experiencia.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانا

    noun

    Quien haya escrito esas palabras debió ser muy sabio.

    هرکسي که اونو نوشته مطمئنا خيلي دانا بوده

  • هنازرف

  • خردمند

    Aprende durante la juventud para ser sabio en la vejez.

    در جوانی بیاموز، تا در پیری خردمند باشی.

  • ترجمه های کمتر

    • دانشمند
    • زرنگ
    • زنیر
    • شناسا
    • مربی
    • مرشد
    • ناصح
    • کاردان
    • کندا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sabio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sabio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sabio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه