ترجمه "supuesto" به فارسی
مبتلا, معلوم, معین بهترین ترجمه های "supuesto" به فارسی هستند.
supuesto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Participio del verbo suponer.
-
مبتلا
adjectiveAllá por 2013, todos jugaban a Minecraft, niños y adultos por igual, con y sin autismo, por supuesto.
در سال ۲۰۱۳ همه ماینکرفت بازی میکردند، کودکان و بزرگسالان، مبتلا به اوتیسم یا غیرمبتلا به آن.
-
معلوم
adjectiveY, por supuesto, no vamos a saber que hasta que encender la mecha.
البته ، تا زماني که فتيله رو روشن نکني چيزي معلوم نيست.
-
معین
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supuesto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "supuesto" با ترجمه به فارسی
-
اظهار نظر کردن · تصور کردن · حدس زدن · دربرداشتن · رياكار · شمردن · فرض كردن · فرض کردن · فکر کردن · مشمول کردن · مقصود داشتن · پنداشتن · گمان بردن
-
البته
-
از آنجایی که
اضافه کردن مثال
اضافه کردن