ترجمه "sur" به فارسی
جنوب, نیمروز, سرزمین جنوب بهترین ترجمه های "sur" به فارسی هستند.
Uno de los cuatro puntos cardinales, específicamente 180°, dirigido hacia el polo sur y, por convención, hacia la parte inferior en un mapa.
-
جنوب
nounUno de los cuatro puntos cardinales, específicamente 180°, dirigido hacia el polo sur y, por convención, hacia la parte inferior en un mapa. [..]
En el sur de China, la situación es diferente.
در جنوب چین ،وضعیت متفاوت است
-
نیمروز
nounUno de los cuatro puntos cardinales, específicamente 180°, dirigido hacia el polo sur y, por convención, hacia la parte inferior en un mapa.
-
سرزمین جنوب
noun -
[[جنوب]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sur (Bahréin)
"Sur" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sur در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sur"
عباراتی شبیه به "sur" با ترجمه به فارسی
-
نیو ساوت ولز
-
آمریکای جنوبی
-
اس.پي.سي · کمیته اقیانوس آرام جنوبی · کمیته اقیانوس آرام جنوبی (اس.پی.سی)
-
اروپای جنوبی
-
آبهاي درونمرزی آمريكاي جنوبي · آبهای درونبوم آمریکای جنوبی
-
جزاير ساندويچ جنوبي · جزایر فالکلند · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس
-
آمریکای جنوبی
-
دارفور جنوبی