ترجمه "arteria" به فارسی

سرخرگ, شریان بهترین ترجمه های "arteria" به فارسی هستند.

arteria
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخرگ

    noun
  • شریان

    noun

    Erresonantzia makinara, OTA tomografiara eraman genuen, egun bateko umea hartu eta odol arteriala har ziezaioten eman genuen.

    بچه را به امآرآی و کت-اسکن بردیم، بچه یکروزه را دادیم تا از شریان او خون بگیرند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arteria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "arteria"

عباراتی شبیه به "arteria" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arteria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه