ترجمه "aurkitu" به فارسی
پیدا کردن, یافتن, قرار دادن بهترین ترجمه های "aurkitu" به فارسی هستند.
aurkitu
-
پیدا کردن
verbBertako umezurztegi bateko haur bat aurkitu nuen fronte lerroan noraezean zebilela.
پسری را از یتیمخانه آن محل پیدا کردم که در اطراف خط مقدم پرسه میزد.
-
یافتن
verbDatuen filantropian sartzen ari diren konpainiak euren datuetan ezkutatutako gauza berriak aurkitzen ari dira.
بعلاوه، شرکتهایی که وارد دادهبخشی بشردوستانه میشوند، در حال یافتن اطلاعات مفیدتری در دادههای خود هستند.
-
قرار دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aurkitu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aurkitu" با ترجمه به فارسی
-
مقابله کردن
-
ناسازگار بودن
-
خصم · رقیب · مبارز · مخالف · مسابقه
-
چیز یافته · کشف
-
شاخص · فهرست · فهرست محتویات · فهرست مطالب · مطالب
-
در نظرداشتن
-
چیز یافته
-
ناسازگار بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن