ترجمه "baldintza" به فارسی
شرط, نیاز, نیازمندی بهترین ترجمه های "baldintza" به فارسی هستند.
baldintza
-
شرط
nounEskatzen didazuna egingo dut, baldintza batekin.
: من اون چيزي رو که خواستي انجام ميدم به يک شرط
-
نیاز
nounKopiak diseinatzailea behar baldin badu, jatorrizkoak ere beharko ote du?
اگر الگوبرداری به طراحی هوشمند نیاز دارد، طرح اصلی چطور؟
-
نیازمندی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baldintza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baldintza" با ترجمه به فارسی
-
بهداشت حرفهای
-
شرایط استاندارد دما و فشار
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
-
شرایط استفاده
-
الزام · شرط قبلی · شرط لازم · نیاز · نیازمندی · پیش نیاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن