ترجمه "hori" به فارسی

زرد, zard, آن بهترین ترجمه های "hori" به فارسی هستند.

hori Pronoun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زرد

    noun

    kolore

    Denok dakizuen bezela, prentsa-papera izugarri horitzen da eguzkitan.

    همانطور میدانید، روزنامه ها در برابر خورشید بطور قابل توجهی زرد رنگ می شوند.

  • zard

  • آن

    pronoun

    Uste dut eraztun hori denbora gehiegi eduki duzula.

    فکر مي کنم تو به اندازه کافي. اون حلقه رو داشتي !

  • ترجمه های کمتر

    • اصفر
    • ذرت
    • رنگ زرد لیمویی
    • زردی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hori " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hori"

عباراتی شبیه به "hori" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hori" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه