ترجمه "horma" به فارسی
دیوار, یخ, ديوار بهترین ترجمه های "horma" به فارسی هستند.
horma
noun
-
دیوار
nounOngi, horma guztia hartzen ari ziren.
باشه خب ، تمام فضای دیوار رو گرفته بودن
-
یخ
noun -
ديوار
Ez du sekula horma hauetatik kanpo ezer ikusi?
هيچ وقت چيزي بيرون از اين ديوارها رو به چشم نديده ؟
-
هسر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " horma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Horma
-
دیوار
nounHorma bat iraunkorra izateko, bere oinarriak ere hala izan behar du.
ایمان را میتوان به یک دیوار تشبیه کرد.
تصاویر با "horma"
عباراتی شبیه به "horma" با ترجمه به فارسی
-
خاک کوبیده
-
دیواره یاخته
-
اسکله بندر · خاکریز · دیواره سد · سیاه · موج شکن
-
موجشکن
-
شوره
-
سرزمین یخی · یخ شناور
-
اتصال · مجاورت · مرز · کنار
-
برنامه نمایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن