ترجمه "komun" به فارسی
توالت, دستشویی, حمام بهترین ترجمه های "komun" به فارسی هستند.
komun
-
توالت
nounSasikumeak komun batek baino alu gehiago ditu.
.الاغ از يه صندلي توالت بيشتر رابطه جنسي بدست مياد
-
دستشویی
noun -
حمام
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیفون
- کمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " komun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Komun
-
توالت
nounEz dut ez dutxa, ez komun, ez konketarik.
. اتاق من ، روشویی ، حمام یا توالت نداره
عباراتی شبیه به "komun" با ترجمه به فارسی
-
مجلس عوام
-
توالت همگانی
-
دستمال توالت
-
حقوق عرفی
-
حمام
-
ظروف مرتبطه
-
کمد
-
ابلاغ رسمی · فرستادن · مرتبط بودن با · مطلب مطبوعاتی · نوبت بازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن