ترجمه "mordo" به فارسی
اجتماع, خوشه, دسته بهترین ترجمه های "mordo" به فارسی هستند.
mordo
-
اجتماع
noun -
خوشه
noun -
دسته
nounGiltza mordo bat metalezko uztai batean.
یک دسته کلید با حلقه فلزی سفید
-
شلوغی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mordo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mordo" با ترجمه به فارسی
-
توده کردن · دوران داشتن
-
بسته · بقچه · مجموعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن