ترجمه "motor" به فارسی

اتومبیل, موتور, موتورسیکلت بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.

motor
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتومبیل

    noun
  • موتور

    noun

    beren ahoen kontrol motor fina izango zutela agian — nork daki.

    این است آنها احتمالا موتور کنترلی زبانشان را پیدا کرده اند— کی می دونه.

  • موتورسیکلت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Motor
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    Motorra lapurtu, Agatharengana joan " Haurra sagarrarekin " hartu... eta Maltako ribierara joan gaitezke.

    من که ميگم موتور اون رواني مريض رو بدزديم بريم آگاتا رو برداريم

تصاویر با "motor"

عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "motor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه