ترجمه "tradizio" به فارسی
سنت, رسم, سنن ملی بهترین ترجمه های "tradizio" به فارسی هستند.
tradizio
noun
-
سنت
nounNola konfiatu tradizioa errespetatzen ez duen batekin?
چرا باید به مردی اعتماد کنم که به سنت احترام نمیذاره ؟
-
رسم
noun& Egokitu traza orriari
& متناسب بودن رسم با صفحه
-
سنن ملی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عرف
- عقیده رایج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tradizio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tradizio
-
سنت
nounTradizio hau jasan ondoren, emazte bihurtuko nintzen.
وقتی که به این سنت عمل می کردم، یک همسر می شدم.
عباراتی شبیه به "tradizio" با ترجمه به فارسی
-
مذاکره کردن
-
جرعه
-
بدکار کردن
-
واژهپرداز
-
آمیزش · اداره · بررسی · درمان · رسیدگی · مراوده · معامله · مقاربت · چانه
-
تاجر برده
-
پابند · کفش چوبی
-
القاب احترامانگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن