ترجمه به انگلیسی:

  • buss   
    (verb   )
  • smooch     
    (verb, noun   )

معانی دیگر :

 
to kiss

    نمایش صرف کلمات

جملات مثال "بوس کردن"، حافظه ترجمه

add example
fa من اصلا حس بوس كردن كسي رو ندارم
en i don't feel like kissing anyone tonight
fa خب فکر ميکني من براي آرزوي موفقيت کردن ميتونم يک بوس کوچولو بهت بدم
en so, you think l could get a little kiss for good luck
fa منظورم اينه كه ، اون شبيه بوس كردن خواهرم بود
en i mean, that was like kissing my sister
fa اوه ، يک بوس ديگه
en one more kiss
fa حق با توئه حالشو ببر بوس بوس
en youre right, enjoy it. kisses
fa به من نگاه كن. احتمالا مونوسيته-ايني كه گفتي يه جور بيماري بوس كردنه؟
en humour me. it's probably mono.-the kissing disease?
fa شب به خير ، يک بوس به من بده بيا اينجا
en good night. give me a kiss. come here
fa يه بوس بهم بده
en give me a kiss
fa نه. يک بوس بده بعد
en no. give me a kiss
fa هي تو مامان منو بوس کردي
en hey, you kissed my mom!
fa من يک بوس ميخوام من بوس نميخوام
en i want a kiss. i dont want a kiss
fa ! بايد يه بوس بدي
en a kiss ought to do it
fa خواهش ميكنم ، خواهش ، حالا ميتونن بوس بوس كنن
en please. please. now they can kisskiss
fa قشيه رو بهش گفت نه فقط بوس بلکه همه چيو
en he told her off. and not just about the kiss, about everything!
fa حالا بيا يک بوس بده
en and so are you. give me a kiss
fa يازده متشکرم بيا اينجا يک بوس بده
en alright, eleven, thanks. come here, give me a kiss
fa فکر ميکني بتونم يک بوس کوچولو براي آرزوي موفقيت ازت بگيرم
en think l can get a little blow job for good luck
fa تو هميشه دوست داري اينجوري بوس كني. فرانك
en do you ever kissed and look at me, frank
fa !لطفا منو لحظه تحويل سال بوس كن
en please kiss me at midnight!
fa بوسش كن مال منو بوس كن هر دوتا لپشو با هر دوتا لبت
en kiss it kiss mine both cheeks, both lips
fa اولين بوس کامل
en perfect first kiss
fa من دارم با جويي حرف ميزنم باشه نه با تو مادر بوس کن
en i was talking to joey. all right, there, mother kisser?
fa يه بوس به اين خانمها بده
en give the ladies man a little kiss
fa چي داري مي‌گي من اگر يک بوس هم بگيرم شانس آوردم
en god, i�m lucky if i get a kiss at the end of the night
fa يه بوس به مابده. يالا. بيا بالا ، بيا بالا
en give us a kiss. come on. up, up
نمایش صفحه 1. یافت 5697 احکام مطابق با عبارت بوس کردن.موجود در 1.702 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.