ترجمه به انگلیسی:

  • induced parturition   

جملات مثال "زایمان القایی"، حافظه ترجمه

add example
fa فرایندی خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القایی
en Desirable or undesirable process, naturally occurring or induced
fa فرایند خوشایند یا ناخوشایند، اتفاقی طبیعی یا القایی
en Desirable or undesirable process, naturally occurring or induced
fa او حتی دچار سکته ناقص شد، او به حدی...در خلال زایمان خونریزی کرد که
en she even had paralysis, she bled so much during the delivery
fa مادرم برای زایمان من دچار مشکل شد
en my mother had a hard labor with me
fa ببخشيد فيبز من بايد برم کلاس زايمان دارم
en i'm sorry. i've gotta go. i've got lamaze class
fa اتاق زایمان الان آماده نیست
en the delivery room isn't even ready
fa دکتر کوجي گفت بعد از به دنيا اومدن آيدان ، نوعي افسردگي پس از زايمان داشتين
en right. dr koji mentioned that you dealt with some ppd
fa باید پیش از زایمان، بیماری را درمان کرد
en the illness must be treated first before the lady conceives
fa قسمت زايمان فقط يه روزه
en the birth part is just one day
fa و برای مدتی طولانی بعد از زایمان بیمار بود
en and she was sick for a long time after giving birth
fa !وقتی که تو هنگام زایمان دیگران غش میکنی؟
en you faint during others' delivery?!
fa فرمانده ، خانم زايمان کردند
en master, ma'am has given birth
fa خطري براي زايمان وجود نداره
en shes not miscarried
fa زنهاي ما هميشه بيرون از جزيره زايمان ميکردند
en our women always deliver on the mainland
fa این امر خصوصا برای بچه صادق است از هر ده زایمان، نه مورد آن بسیار سخت خواهد بود
en it's especially true for the child ‧ out of ‧, it'll be difficult
fa حتي وقتي مادرش داشت زايمان ميکرد زير حمله دزدها بوديم
en even at the moment her mother went in labor, we were under attack by bandits
fa یک طلسم شوم بخت ، قبل از وضع حمل زایمان ملکه هست
en not long before the queen's delivery date in the king's kitchen
fa من نمیدونم که به اون ربط داره... ولی مردم وقتی زمان زایمان ایشون ملکه
en i don't know if it's related, but people become sensitive
fa اون موقع زايمان مرد
en she died in childbirth
fa تو به ويتامينهاي قبل از زايمان نياز داري
en you need prenatal vitamins
fa همونطور که حدس ميزنين اون دچار عوارض بعد از زايمان شد
en as you might imagine, she suffered severe postpartum depression
fa زني که ميخواد زايمان کنه به طور اساسي لخت روي تخت خوابيده
en a woman in labor basically lies around almost naked
fa که اون طلسم مربوط به زایمان ملکه بوده؟
en that charm was related to the queen's delivery?
fa من پزشک داخلي هستم متخصص زايمان نيستم
en i'm an internist, not an obstetrician
fa پس او حالا درد زایمان دارد؟
en then she's in labor right now?
نمایش صفحه 1. یافت 67 احکام مطابق با عبارت زایمان القایی.موجود در 0.463 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.