ترجمه به انگلیسی:

  • exchange rate   
    (noun   )
     
    currency rate (finance)

جملات مثال "نرخ ارز"، حافظه ترجمه

add example
fa به ارز گفتم ارز يک لطفي در حقم كن
en so i say to erez, erez, do me a favor
fa ، که پول بدست آورده ، و در نتيجه ارز را در کشور نگه داشته
en receive the money, thereby keeping it in the community
fa گوش بده ارز مگ را بهم بده يا به زور ميگيرمش
en listen, erez, give me the mag, or ill take it by force
fa حالا ميگي كه فقط ‧ سكه مسي مي ارز؟
en it's only worth fifty copper coins?
fa خيلي خوب ، ارز را نداره
en it is a waste of time
fa صورت تبديل ارز
en bankers bill
fa که ارز را از کشور خارج ميکنند ، بهتر نيست
en who would have taken the money out of the community
fa جك ، دكتر آرز كجاست ؟
en jack, where's dr arzt?
fa شهردار ميخواد نرخ بليط مترو رو زيادکنه
en the mayor wants to raise subway fares
fa اگه توي يک سفر تجاري بميري نرخ بيمه عمرت سه برابر ميشه
en life insurance pays off triple if you die on a business trip
fa خوب ، سرگرد ، من شخصا به نرخ روز نون ميخورم
en well, personally, major, l will take what comes
fa بذرافشانی در حالی که قبلا محصولی در آن کاشته شده باشد؛ برای میزان اضافه کاشت بذر به کار برید ""نرخ‌های بذرافشانی""
en Sowing in a crop already established; for sowing excess quantity of seed use
fa این تنظیمات زمان ، نرخ بازآوری مؤلفه‌های KDE چاپ گوناگون مانند مدیر چاپ و مشاهده‌گر کار را کنترل می‌کند
en This time setting controls the refresh rate of various KDE Print components like the print manager and the job viewer
fa ما قبلا با آقاي ماکن راجب. نرخ مذاکره کرديم
en we already negotiated the rate with mr. macon
fa ميدوني ، ما دوتايي باعث ميشيم که نرخ جنون شهر دوبرابر بشه
en you know, theyll be doubling up
fa سوئد ، يخ ، افسردگي ، نرخ بالاي خودکشي
en sweden, ice, depression, the high rate of suicide
fa تو بايد از من ياد بگيري، با پايينترين نرخ تنزيل كن
en you must learn from me, starting at the bottom
fa براي همين ، نرخ ‧ درصد رفت بالا
en for that, the rate went up ‧ percent
fa ، اگر ميخواييد بازي کنيد باشه. نرخ ‧ درصد رفت بالا
en if thats the game you want to play, the rate just went up ‧ percent
fa منحصر به پدیده بیولوژیکی؛ در اقتصاد به کار برید ""نرخ رشد اقتصادی""
en Restricted to the biological phenomenon; in economics use
fa چون شما ميخواين به نرخ روز معامله کنيد
en because youll be bidding on a date
fa خوب ، سرگرد ، من شخصا به نرخ روز نون می خورم
en well, personally, major, i will take what comes
fa براي نيم ساعت ، نرخ فرق ميكنه
en its different for half hour
fa نرخ هر دور ‧ دلاره رفيق
en the price is $‧ a fuck, my friend
fa اومدم راجب نرخ مذاکره کنم
en im here to negotiate the rates
نمایش صفحه 1. یافت 30 احکام مطابق با عبارت نرخ ارز.موجود در 1.222 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.