ترجمه به انگلیسی:

  • closet       
    (verb, noun, adjv   )
     
    furniture
  • dresser   
    (Noun  ) (noun   )
     
    bedroom furniture
     
    bedroom furniture
  • wardrobe       
    (noun   )
     
    cabinet in which clothes may be stored
  • cabinet   
    (noun   )

جملات مثال "کمد"، حافظه ترجمه

add example
fa مربي من كاراگاه لي هستم ما كليد كمد سويانگ را دارم
en teacher, my name is inspector lee. we have a key to soo yungs locker
fa کجا گذاشتينش تو کمد
en and you put them in the closet
fa اونا تورو با اون کمد ديدن
en they saw you with the cabinet
fa کی میدونه تو این کمد چی هست
en anyone like to venture a guess as to what is inside
fa برو توي كمد اون دوست نداره كسي تو محل زندگيش باشه
en living space what the hells living space
fa ما ، هداياي كريسمسم را تو كمد جا گزاشتيم اين ويروس درحال تغيير مرگ آوره
en weve left my christmas presents in the closet. this mutating virus is a lethal enemy
fa آشپزخونه هم بخشي از اونه فقط بدو برو توي كمد
en jesus christ
fa بعد هم به كمد حمله مي‌كنه
en then stormed the closet
fa فكر ميكنم كه اونا را توي اون كمد گذاشته
en i think hes got them in his cabinet there
fa توي كمد چيه يک چيز
en whats in the drawer stuff
fa آره. نه. برو تو كمد كمد
en get in the closet. she doesnt like people in her living space
fa و يک کمد خيلي خوب
en a wardrobe that was getting very respectable
fa با بلایی که سر من آورده، ممکنه بن رو هم توی کمد اونجا حبس کرده باشه.‏
en for all i know, they could've locked ben up in the closet, too
fa يه ژاکت توي کمد دارم که سه ساله اونجاست
en ive a jacket in the wardrobe. its been there three years
fa ، يادم رفته بود. بايد بريم سر کمد لباسها
en that reminds me, uh, we need to begin over to wardrobe
fa توی یه کمد آویزونشون کردم.‏
en hung 'em in a closet
fa شايد نشنيدي چي گفتم بايد اون كمد را ببينيم
en maybe you didnt hear me, we need to see that locker
fa وقتی که در کمد را باز کردم
en when i open that wardrobe
fa ،بگو که باز نرفتي تو کمد
en tell me you're not in the closet
fa قبل از اين که به کمد برسه لهش کنم
en before it reached the wardrobe
fa كسي كه ما رودي رو ازش خرديديم اونو تو يه كمد پر از كلاههاي قديمي نگه ميداشت
en the guy we bought him from kept him in a box full of old hats
fa بايد چند تار از موهاشون را بكنين و خودشون را توي كمد جاروها قايم كنين
en hide them in the broomstick cupboard and pull out a few of their hairs
fa ولي اونا مثل لباسهاي كمد ، آويزون شده بودن
en but they were on hangers, like costumes, you know?
fa هديه هاي كريسمسم را توي كمد جا گزاشتين
en you left my christmas presents in the closet
fa اونا تو را با اون کمد ديدن
en they saw you with the cabinet
نمایش صفحه 1. یافت 43 احکام مطابق با عبارت کمد.موجود در 0.177 MS.حافظه های ترجمه شده توسط انسان ایجاد می شود ، اما تراز وسط قرار دارد توسط کامپیوتر ، که ممکن است اشتباهات باعث شده است. آنها از منابع مختلف دارد ، می آیند و بررسی نیست. هشدار داده می شود.