ترجمه "chauve" به فارسی
طاس, کچل, پررو بهترین ترجمه های "chauve" به فارسی هستند.
chauve
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Sans cheveux.
-
طاس
adjectiveQui n’a plus de cheveux [..]
Si je n'avais pas remarqué l'odeur serait tout chauve maintenant!
اگه بوش نکرده بودم الان طاس بودم.
-
کچل
adjectiveNe te fais pas autant de soucis, ou tu deviendras chauve.
نگران نباش، وگرنه کچل می شوی.
-
پررو
adjective -
کل
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chauve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chauve"
عباراتی شبیه به "chauve" با ترجمه به فارسی
-
روباه گوشخفاشی
-
شارل تاس
-
خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
-
تاکسودیوم
-
سرفرچهای بورنئو
-
اکراس کچل شمالی
-
خفاش
-
خفاش · زدن · شبپره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن