ترجمه "frai" به فارسی

بچهماهي, اشپل, بذر بهترین ترجمه های "frai" به فارسی هستند.

frai noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچهماهي

  • اشپل

    noun masculine
  • بذر

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • لاروهای ماهی
    • لپتوسفالوس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frai" با ترجمه به فارسی

  • بورس تحصيلي · کمکهزینههای آموزشی
  • ميوههاي بازار · ميوههاي تازه · میوهها
  • اخیر · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · خروج · خنک · خوشمزه · سرزنده وبشاش · فرح بخش · متاخر · مخارج · پاکیزه · گستاخ
  • علوفه · ماهي تازه · ماهي تر و تازه · ماهی · گوشت ماهي
  • ترف
  • سبزيجات بازاري · سبزيجات تازه · سبزیجات
  • تخمها · تخمهاي تازه
  • فراوردههای تازه
اضافه کردن

ترجمه های "frai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه