ترجمه "Kampung" به فارسی

روستا, آبادی, حومه شهر بهترین ترجمه های "Kampung" به فارسی هستند.

kampung noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    Jika kita menemukan sebuah kampung, lalu kita pergi agak jauh.

    اگه يه روستا ببينيم معلومه خيلي از راه رو رفتيم.

  • آبادی

    noun

    tempat tinggal kecil di daerah pedesaan

  • حومه شهر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ده
    • دهقانی
    • روستایی
    • قشلاق
    • ییلاقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kampung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Kampung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kampung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه