ترجمه "element" به فارسی
عنصر, مورد بهترین ترجمه های "element" به فارسی هستند.
element
-
عنصر
nounL- arbli sagri forsi kienu jirrappreżentaw l- element femminili, u l- plieri sagri forsi kienu simboli falliċi.
اَشیرهها ممکن است مظهر عنصر مؤنث و تماثیل احتمالاً مظهر آلت تناسلی مرد بوده است.
-
مورد
noun14 Ftit taż-żmien wara dan, l-appostli ġew mheddin mill-element reliġjuż, imma dawk is-segwaċi taʼ Kristu ma waqfux jitkellmu dwar l-affarijiet li kienu raw u semgħu.
۱۴ کمی بعد، عاملان مذهبی شروع به تهدید رسولان کردند. اما آن پیروان مسیح نمیتوانستند در مورد آنچه دیده و شنیده بودند خاموش بمانند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " element " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "element" با ترجمه به فارسی
-
عنصر
-
عنصر فرزند
-
گرافیک داده
-
عنصر پیشین
-
عنصر طراحی
-
عنصر ریشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن