ترجمه "isfar" به فارسی
zard, زرد بهترین ترجمه های "isfar" به فارسی هستند.
isfar
adjective
دستور زبان
-
[[زرد]]
-
zard
noun -
زرد
nounHekk kif tagħmel dan, hi tirċievi l-enerġija li tagħtiha l-ħajja qabel hija tittrasforma ruħha fil-kulur isfar glorjuż tagħha.
با اینکار، انرژی زندگی بخش خورشید را دریافت میکند تا تبدیل به گُل زرد با شکوهی گردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isfar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "isfar"
عباراتی شبیه به "isfar" با ترجمه به فارسی
-
زرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن