ترجمه "president" به فارسی
رئيس, رئیسجمهور, پرزیدنت بهترین ترجمه های "president" به فارسی هستند.
president
-
رئيس
noun masculine -
رئیسجمهور
noun masculineIl-President Amerikan Woodrow Wilson għen biex jinħoloq motto popolari rassiguranti li l-gwerra kellha “tagħmel id-dinja bla riskju għad-demokrazija.”
ویلسون، رئیسجمهور آمریکا در ابداع شعاری اطمینانبخش و مردمپسند سهم داشت این که این جنگ «تضمینکنندهٔ دموکراسی در دنیاست.»
-
پرزیدنت
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " president " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "president" با ترجمه به فارسی
-
معاون رییس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن