ترجمه "profil" به فارسی
نمایه, نمایه بهترین ترجمه های "profil" به فارسی هستند.
profil
-
نمایه
noun“Mar-ritratt profil tiegħi, jiena żidt il-kliem ‘Jiena nemmen fiż-żwieġ bejn raġel u mara.’
'با عکس نمایه ام، این عنوان را اضافه کردم،‘من به ازدواج بین یک مرد ویک زن معتقدم.’
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Profil
-
نمایه
noun“Mar-ritratt profil tiegħi, jiena żidt il-kliem ‘Jiena nemmen fiż-żwieġ bejn raġel u mara.’
'با عکس نمایه ام، این عنوان را اضافه کردم،‘من به ازدواج بین یک مرد ویک زن معتقدم.’
عباراتی شبیه به "profil" با ترجمه به فارسی
-
طرح کلی داده ها
-
نمایه کاربر
-
سطح برون نما
-
برون نمای گسترده
-
نمایه رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن