ترجمه "hormon" به فارسی

هورمون, هورمن, ورمون بهترین ترجمه های "hormon" به فارسی هستند.

hormon
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • هورمون

    signalstoff

    Det vil fortsatt ta noen uker før hormonene forlater systemet ditt.

    بازم يه چند هفته طول ميکشه که هورمون ها از سيستمت دفع شن.

  • هورمن

    noun neuter
  • ورمون

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hormon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "hormon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hormon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه