ترجمه "slagmark" به فارسی

میدان جنگ ترجمه "slagmark" به فارسی است.

slagmark
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان جنگ

    noun

    Jehova står først stille, som en general som tar et overblikk over slagmarken.

    یَهُوَه نخست همچون سرداری جنگی ‹میایستد› و میدان جنگ را ورانداز میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slagmark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slagmark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه