ترجمه "spermie" به فارسی
اسپرم, اسپرماتوزئید بهترین ترجمه های "spermie" به فارسی هستند.
spermie
-
اسپرم
noun masculineEn forsker koplet mors egg med fars spermie for å lage en perfekt kombinasjon av gener.
يه دانشمند تخمك مادرم رو با اسپرم پدرم مخلوط كرده تا يه تركيب ژني خاص به وجود بياره
-
اسپرماتوزئید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spermie " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن