ترجمه "spising" به فارسی

خوردن ترجمه "spising" به فارسی است.

spising
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    inntak av mat

    Sørg for at familien har faste rutiner for spising, trening og søvn.

    بهتر است که کل خانواده برای غذا خوردن، ورزش و خواب برنامهٔ مشخصی داشته باشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spising " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spising" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه