ترجمه "Balat" به فارسی
پوست, پوست بهترین ترجمه های "Balat" به فارسی هستند.
Balat
-
پوست
noun13 At milyari a kinua re at tinali, at berugan da ing keang balat karing dutung a panangab, wa, angga king kamatayan.
۱۳ و چنین گذشت که آنها او را گرفتند و بستند، و با هیزم های آتش پوست او را سوزاندند، آری، حتّی تا مرگ.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه با املای جایگزین
balat
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
13 At milyari a kinua re at tinali, at berugan da ing keang balat karing dutung a panangab, wa, angga king kamatayan.
۱۳ و چنین گذشت که آنها او را گرفتند و بستند، و با هیزم های آتش پوست او را سوزاندند، آری، حتّی تا مرگ.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن