ترجمه "Fasola" به فارسی

جنس لوبیا, فازئولوس, لوبیا بهترین ترجمه های "Fasola" به فارسی هستند.

Fasola

Fasola (warzywo)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنس لوبیا

  • فازئولوس

  • لوبیا

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Myślisz, że ten zjadacz fasoli nie powie, że kosa była twoja?

    فکر نمیکنی اون که داره لوبیا میخوره تصمیم داره بگه که این چاقو مال توئه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fasola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fasola noun feminine دستور زبان

bot. Phaseolus L., roślina uprawna z rodziny bobowatych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باقالا

    noun
  • لوبیا

    noun

    Myślisz, że ten zjadacz fasoli nie powie, że kosa była twoja?

    فکر نمیکنی اون که داره لوبیا میخوره تصمیم داره بگه که این چاقو مال توئه ؟

  • [[لوبیا]]

تصاویر با "Fasola"

عباراتی شبیه به "Fasola" با ترجمه به فارسی

  • لوبياهاي بوتهاي · لوبياهاي خوراكي · لوبياهاي رونده · لوبياهاي سبز · لوبياهاي سفيد · لوبياهاي سفيد و كوچك · لوبياهاي معمولي · لوبياهاي نخدار · لوبياهاي پايهبلند · لوبياهاي چيتي · لوبياهاي چيني · لوبیاها
  • لوبياهاي چيني
  • فازئولوس آکوتیفولیوس · لوبياهاي تگزاس
  • لوبياهاي بوتهاي (فازئولوس)
  • فازئولوس لوناتوس · فازئولوس ليمانسيس · لوبياهاي كاري · لوبياهاي ماداگاسكار · لوبياي برمه
  • لوبياهاي آدسوكي · لوبياهاي آزوكي · لوبیاهای آدزوکی
اضافه کردن

ترجمه های "Fasola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه