ترجمه "Himalaje" به فارسی

هیمالیا, منطقه هیمالیایی, هيماليا بهترین ترجمه های "Himalaje" به فارسی هستند.

Himalaje proper noun p دستور زبان

geogr. łańcuch górski położony w południowej Azji, najwyższy na Ziemi; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیمالیا

    geogr. geografia najwyższy łańcuch górski na Ziemi; [..]

    Z kolei nard lub inaczej szpikanard sprowadzano wyłącznie z indyjskich Himalajów.

    ناردین یا سُنبل نیز محصولی مخصوص هند بود که در رشته کوه هیمالیا یافت میشد.

  • منطقه هیمالیایی

  • هيماليا

    Podczas tygodnia w Himalajach zacząłem sobie wyobrażać coś, co nazywam równaniem emocjonalnym.

    در هفتهای که در ارتفاعات هيماليا سپري كردم، سعی کردم بفهمم چه تصوری از یک معادلهی عاطفی دارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Himalaje " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

himalaje noun

przen. najwyższe natężenie czegoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هيماليا

    Podczas tygodnia w Himalajach zacząłem sobie wyobrażać coś, co nazywam równaniem emocjonalnym.

    در هفتهای که در ارتفاعات هيماليا سپري كردم، سعی کردم بفهمم چه تصوری از یک معادلهی عاطفی دارم.

  • هیمالیا

    Z kolei nard lub inaczej szpikanard sprowadzano wyłącznie z indyjskich Himalajów.

    ناردین یا سُنبل نیز محصولی مخصوص هند بود که در رشته کوه هیمالیا یافت میشد.

تصاویر با "Himalaje"

عباراتی شبیه به "Himalaje" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Himalaje" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه