ترجمه "farma" به فارسی

کشتزار, مزرعه بهترین ترجمه های "farma" به فارسی هستند.

farma noun feminine دستور زبان

roln. gospodarstwo rolne w krajach anglosaskich; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتزار

    noun

    Chyży zajął się rozwiązaniem problemu zasilania na farmie.

    اسنوبال خودش برآن شد تا دردسر نيرو را در کشتزار چاره کند.

  • مزرعه

    noun

    Kiedy tylko walnie jakimś tekstem wyniesionym z farmy.

    آره ، مثل هرباري که از خرد مزرعه داريش استفاده مي کنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "farma"

اضافه کردن

ترجمه های "farma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه