ترجمه "farmer" به فارسی

متخصصان رویاندن گیاهان, کشاورزان بهترین ترجمه های "farmer" به فارسی هستند.

farmer noun masculine

roln. właściciel lub dzierżawca farmy w krajach anglosaskich

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • متخصصان رویاندن گیاهان

  • کشاورزان

    Dorastaliśmy samotnie, co oznacza brak kradzieży przez farmerów z drugiej strony.

    ما مال خودمون را پرورش ميديم و از کشاورزان اون طرف نميدزديم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farmer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "farmer"

اضافه کردن

ترجمه های "farmer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه