ترجمه "fasada" به فارسی

نما, جبهه, نمای خارجی بهترین ترجمه های "fasada" به فارسی هستند.

fasada noun feminine دستور زبان

archit. ozdobna, efektowna elewacja budynku; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نما

    Jednak fakt, że fasada jest płytka, nie oznacza, że nie jest również głęboka.

    درحالیکه چون نما در آخرین سطح است به معنی عمیق نبودن آن هم نیست.

  • جبهه

    noun
  • نمای خارجی

    noun

    W ubiegłych wiekach tradycyjnie dekorowano fasady domostw różnymi inskrypcjami — jedne zostały namalowane, a inne wyryte w tynku albo wykute w kamieniu.

    قرنها پیش مرسوم بود که مردم بر نمای خارجی خانههای خود کلماتی را نقاشی، گچبری یا بر سنگ کندهکاری کنند.

  • نمای ساختمان

    noun

    Drewno w mieszkaniu zmienia się w zewnętrzną fasadę.

    چون آپارتمان شما آن بیرون به حیات خود در قالب نمای ساختمان ادامه میدهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fasada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fasada"

اضافه کردن

ترجمه های "fasada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه