ترجمه "izotop" به فارسی

ایزوتوپها, ايزوتوپهاي طبيعي, ایزوتوپ بهترین ترجمه های "izotop" به فارسی هستند.

izotop noun masculine دستور زبان

chem. fiz. każda z odmian tego samego pierwiastka chemicznego, która ma jednakową liczbę protonów w atomach, lecz różne liczby neutronów;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایزوتوپها

    Zamiast drogich obiektów, wystarczy to urządzenie, by na małą skalę produkować te izotopy.

    به جای نیاز به دستگاهی چند میلیون دلاری من دستگاهی در اندازه بسیار کوچک ساختم، که میتواند این ایزوتوپها را تولید کند.

  • ايزوتوپهاي طبيعي

  • ایزوتوپ

    noun

    Ta cała grupa została wystawiona na bardzo niestabilny izotop o nazwie cezu-137.

    کلّ گروه با یک ایزوتوپ بسیار ناپایدار بنام ، سزیم 137 مسموم شدند

  • همسان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " izotop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "izotop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "izotop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه