ترجمه "parasol" به فارسی

چتر, سایبان, سایهبان بهترین ترجمه های "parasol" به فارسی هستند.

parasol noun masculine دستور زبان

przyrząd składający się z laski i czaszy, używany do ochrony przed deszczem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چتر

    noun

    Zaczęła wozić ze sobą na wózku stary parasol.

    اولِش يه چتر قديمي گذاشته بود كنارِ صندليش.

  • سایبان

  • سایهبان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parasol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parasol
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایهبان

تصاویر با "parasol"

عباراتی شبیه به "parasol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parasol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه