ترجمه "park" به فارسی

پارک, بوستان, ذخایر زيستكره بهترین ترجمه های "park" به فارسی هستند.

park noun masculine دستور زبان

turyst. ogrod. duży miejski, rekreacyjny zadrzewiony teren zielony z wytyczonymi alejkami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارک

    noun

    Ostatnio poproszono nas o powiększenie boisk i zbudowanie tam parku.

    و اخیرا از ما خواسته اند که زمین را گسترش بدهیم و در محوطه یک پارک بسازیم.

  • بوستان

    noun

    obszar na otwartej przestrzeni służący rozrywce i odpoczynkowi

    Promujcie ten pomysł w parkach, miejscach publicznych, na łąkach

    تظاهرات کنید تا جایی که آنها را در بوستان های عمومی، فضاهای جامع و چمن ها بکارند.

  • ذخایر زيستكره

  • ترجمه های کمتر

    • ذخایر طبیعی
    • پاركها
    • پارکهای حیات وحش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " park " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "park"

عباراتی شبیه به "park" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "park" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه