ترجمه "droga" به فارسی
دارو, لعنتی, داروها بهترین ترجمه های "droga" به فارسی هستند.
droga
interjection
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
دارو
nounE, na verdade, o que essas drogas fazem é aumentar os níveis de serotonina.
و حقیقتا، کاری که این داروها می کنند این است که سطح سروتونین را بالا می برند.
-
لعنتی
nounDevia dar descarga nisso na droga do vaso sanitário.
. اون باید سیفون لعنتی دستشویی رو بکشه.
-
داروها
nounE, na verdade, o que essas drogas fazem é aumentar os níveis de serotonina.
و حقیقتا، کاری که این داروها می کنند این است که سطح سروتونین را بالا می برند.
-
ترجمه های کمتر
- داروهاي دامپزشكي
- شيميدرمانگرها
- فحش
- فرآوردههاي دارويي
- لعنت
- مواد درماني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " droga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "droga" با ترجمه به فارسی
-
استعمال مواد به خودآورنده
-
مواد استنشاقی
-
ترکیبهای دارویی
-
روانگردان
-
آلرژنها · آلرژیهای دارویی · پرحساسيتي دارويي
-
رستنيهاي دارويی · گياهان داروسازي · گیاهان دارویی
-
تحمل دارو · مقاومت به داروها · مقاومت دارویی
-
دلال دارو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن