ترجمه "namorado" به فارسی

داماد, دوست, دوستپسر بهترین ترجمه های "namorado" به فارسی هستند.

namorado noun masculine دستور زبان

Pessoa com a qual tem-se uma relação amorosa. [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • داماد

    noun

    Eu esqueço que o namorado dela trouxe companhias da Inglaterra

    من به طور کامل فراموش کرده بودم داماد از انگلستان مهمان دعوت کرده

  • دوست

    noun

    Tom está namorando uma estudante de intercâmbio chinesa.

    تام با یک دانشجوی تبادلی چینی دوست است.

  • دوستپسر

    noun

    Não, não é meu novo namorado.

    نه، او دوستپسر جدید من نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • مهتر
    • نوکر
    • کج کلاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " namorado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "namorado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "namorado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه