ترجمه "spa" به فارسی
اسپا ترجمه "spa" به فارسی است.
spa
noun
masculine
دستور زبان
-
اسپا
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Thea e Laurel escolheram um ótimo dia para o spa.
تیا و لورل خوب روزی رو برای رفتن به اسپا انتخاب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن