ترجمه "gomo" به فارسی
کوه, کوهستان بهترین ترجمه های "gomo" به فارسی هستند.
gomo
noun
-
کوه
nounTevere kwakauya mwoto noutsi sezvo gomo rose rakazununguka.
سپس آتش و دود پدید آمد به طوری که تمام کوه تکان خورد.
-
کوهستان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gomo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن