ترجمه "mleko" به فارسی

شیر, schir, شیر بهترین ترجمه های "mleko" به فارسی هستند.

mleko
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    To je bila istina, taj brat je stvarno raznosio mleko.

    حرفم راست بود؛ آن برادر برایمان شیر میآورد.

  • schir

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mleko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

млеко
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Морате да добијете то прво млеко, а ако га не добијете, нећете преживети.

    باید اولین شیر را حتما بخورید، و اگر آن را نخورید، دوام نخواهید آورد.

  • شير

    Али, да ли ће саосећање да нас одведе у земљу у којој тече млеко и мед?

    ولي اين همدردي ما رو به سرزميني که شير و عسل جريان داره هدايت مي کنه

  • [[شیر]]

تصاویر با "mleko"

عباراتی شبیه به "mleko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mleko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه