ترجمه "leungeun" به فارسی

بازو, دست, دست بهترین ترجمه های "leungeun" به فارسی هستند.

leungeun noun
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازو

    noun
  • دست

    noun

    Geus dua bulan ieu, Agus jeung Héti osok pacekel-cekel leungeun jeung nyium pipi.

    طی دو ماه گذشته، رابطهٔ آنان در حد گرفتن دست یکدیگر و بوسههای خیلی کوتاه بوده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leungeun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Leungeun
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دست

    noun

    ابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی

    Geus dua bulan ieu, Agus jeung Héti osok pacekel-cekel leungeun jeung nyium pipi.

    طی دو ماه گذشته، رابطهٔ آنان در حد گرفتن دست یکدیگر و بوسههای خیلی کوتاه بوده است.

عباراتی شبیه به "leungeun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leungeun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه