ترجمه "laro" به فارسی
بازی, båzi kardan, بازی کردن بهترین ترجمه های "laro" به فارسی هستند.
laro
noun
-
بازی
nounIsipin ang isang laro ng tennis kung saan nasa magkabilang panig kayo ng court.
زندگی مشترک همچون بازی تنیس نیست که در مقابل هم بازی کنید و سعی کنید بازی را ببرید.
-
båzi kardan
-
بازی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Laro
-
بازی
nounIsipin ang isang laro ng tennis kung saan nasa magkabilang panig kayo ng court.
زندگی مشترک همچون بازی تنیس نیست که در مقابل هم بازی کنید و سعی کنید بازی را ببرید.
عباراتی شبیه به "laro" با ترجمه به فارسی
-
تابلوی امتیازات ورزشی
-
نظریه بازیها
-
عشقبازی
-
ارائه دهنده بازی
-
ناشر بازی ویدئویی
-
توسعهدهنده بازیهای رایانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن