ترجمه "safir" به فارسی
یاقوت کبود, یاقوت کبود بهترین ترجمه های "safir" به فارسی هستند.
safir
Noun
noun
دستور زبان
-
یاقوت کبود
Ayrıca topraktan çıkarılan madenlerden bahsederken safir ve topaza değinmişti (Eyüp 28:1-11, 19).
در میان سنگهایی که از این معادن استخراج شده بود، ایّوب به خصوص به یاقوت کبود و زِبَرجد هندی اشاره کرد.—ایّوب ۲۸:۱-۱۱، ۱۹.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " safir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Safir
-
یاقوت کبود
نيلا
June mu Safir mi diyelim?
اوه, اسمت جون هست یا یاقوت کبود ؟
تصاویر با "safir"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن