ترجمه "Dam" به فارسی
سد, سد بهترین ترجمه های "Dam" به فارسی هستند.
Dam
-
سد
nounدیواری محکم که به منظور مهار کردن یا تغییر مسیر آب در عرض دره یا میان دو کوه و در مسیر رود ایجاد میکنند
Toe Kaïro se heerser, die kalief al-Hakim, daarvan hoor, het hy Alhazen na Egipte genooi om die dam te bou.
وقتی حکمران قاهره، خلیفه الحکیم ایدهٔ او را شنید از او دعوت کرد که برای ساختن سد به مصر برود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dam
-
سد
nounToe Kaïro se heerser, die kalief al-Hakim, daarvan hoor, het hy Alhazen na Egipte genooi om die dam te bou.
وقتی حکمران قاهره، خلیفه الحکیم ایدهٔ او را شنید از او دعوت کرد که برای ساختن سد به مصر برود.
عباراتی شبیه به "Dam" با ترجمه به فارسی
-
بانو · خانم · ستی · فرزین · مادام · وزیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن