ترجمه "Dood" به فارسی

مرگ, مرگ, موت بهترین ترجمه های "Dood" به فارسی هستند.

Dood proper
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مرگ

    noun

    از گیتی رفتن، از بین رفتن زندگی

    En elkeen van ons word siek, ly en staan geliefdes aan die dood af.

    بیماری، پیری و مرگ نیز جزء اجتنابناپذیرِ زندگی هر فرد بشمار میرود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dood " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dood adjective verb noun adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مرگ

    noun

    En elkeen van ons word siek, ly en staan geliefdes aan die dood af.

    بیماری، پیری و مرگ نیز جزء اجتنابناپذیرِ زندگی هر فرد بشمار میرود.

  • موت

    noun

    En die dood en Hades is in die poel van vuur geslinger.

    و موت و عالم اموات بدریاچهٔ آتش انداخته شد.

  • مرده

    adjective

    Die hond is dood.

    اين سگ مرده است.

  • وفات

    noun

    Abraham is dus by sy dood versamel tot hierdie persone wat reeds in Sjeool geslaap het.

    ابراهیم نیز وقتی وفات یافت در گور به آنان ملحق شد.

عباراتی شبیه به "Dood" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Dood" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه