ترجمه "Elektronika" به فارسی
الکترونیک, الکترونیک بهترین ترجمه های "Elektronika" به فارسی هستند.
Elektronika
-
الکترونیک
nounعلم حرکت بار در قطعات
Maar hy het in elektronika belanggestel, en sy vriende het ’n werkswinkel gehad waar hy praktiese ondervinding kon opdoen.
اما پسرم عاشق الکترونیک بود، و دوستانش کارگاهی داشتند که میتوانست در آنجا تجربههای عملی به دست آورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Elektronika " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
elektronika
-
الکترونیک
nounMaar hy het in elektronika belanggestel, en sy vriende het ’n werkswinkel gehad waar hy praktiese ondervinding kon opdoen.
اما پسرم عاشق الکترونیک بود، و دوستانش کارگاهی داشتند که میتوانست در آنجا تجربههای عملی به دست آورد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن