ترجمه "Gras" به فارسی

چمن, علف, سبزه بهترین ترجمه های "Gras" به فارسی هستند.

Gras
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • چمن

    noun

    ‘Sê vir die mense om op die gras te gaan sit’, sê Jesus.

    عیسی میگوید: ‹به مردم بگویید روی چمن بنشینند.›

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gras " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gras noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • علف

    noun

    MOSES het tot by die berg Horeb gekom om gras vir sy skape te soek.

    موسی تمامی راه را تا کوه حوریب برای پیدا کردن علف برای گوسفندانش آمده بود.

  • سبزه

    noun

    En hulle sal beslis uitspruit soos tussen die groen gras, soos populiere by die watervore” (Jesaja 44:3, 4).

    و ایشان در میان سبزهها، مثل درختان بید بر جویهای آب خواهند رویید.»

  • واش

    noun
  • چمن

    noun

    ‘Sê vir die mense om op die gras te gaan sit’, sê Jesus.

    عیسی میگوید: ‹به مردم بگویید روی چمن بنشینند.›

اضافه کردن

ترجمه های "Gras" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه