ترجمه "Lemoen" به فارسی

پرتقال, نارنج, پرتقال بهترین ترجمه های "Lemoen" به فارسی هستند.

Lemoen
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتقال

    noun proper

    گونهای از مرکبات

    Net soos ’n goeie lemoenboom goeie lemoene dra, bring die ware godsdiens goeie mense voort.—Matteus 7:15-20.

    درست همانطور که یک درخت پرتقال خوب، پرتقالهای خوب به بار میآورد، دین حقیقی نیز انسانهای خوبی به بار میآورد. — متّیٰ ۷:۱۵-۲۰.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lemoen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lemoen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنج

    noun
  • پرتقال

    noun

    Net soos ’n goeie lemoenboom goeie lemoene dra, bring die ware godsdiens goeie mense voort.—Matteus 7:15-20.

    درست همانطور که یک درخت پرتقال خوب، پرتقالهای خوب به بار میآورد، دین حقیقی نیز انسانهای خوبی به بار میآورد. — متّیٰ ۷:۱۵-۲۰.

اضافه کردن

ترجمه های "Lemoen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه